
آمده بودم تا یادت را
دوباره
در صندلیهای خالی کافه
بخاطر بیاورم
اما نمی دانم
چرا روزهای ابری
چشمان من هم بارانی می شود
و نمی توانم تصویرت را
به وضوح
کنار میز همیشگی امان
تداعی کنم
...
کافه بلاگ گرامافونتخیلات یک نویسنده در گوشه ای دنج
|
|
2:39 جای خالی تو آمده بودم تا یادت را دوباره در صندلیهای خالی کافه بخاطر بیاورم اما نمی دانم چرا روزهای ابری چشمان من هم بارانی می شود و نمی توانم تصویرت را به وضوح کنار میز همیشگی امان تداعی کنم ... پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391به قلم: قاصدک ™
0:25 مهتــــاب
اینجا میان پنجره ها
عکس ماه غایب است و من در حضوری شاعرانه با دستهایم تصویر مهتاب را ترسیم خواهم کرد بر روی دیوارهای خاکستری شهر...
چهارشنبه هفدهم اسفند 1390به قلم: قاصدک ™
7:16 تو...
امروز دلتنگی هایم را امتداد داده ام تا زاویه مهربانی لبهایت. شاید باور نکنی تحمل روزمره گیهای کسالت آور دردهایم اثبات خوش بینی های توست ...
چهارشنبه نهم شهریور 1390به قلم: قاصدک ™
19:3 نگاه پنجره
وقتی حضورت را احساس کنم
عکس تو در قاب پنجره ام منعکس می شود . اما وقتی نباشی از کدامین پنجره سراغ تو را بگیرم؟! یکشنبه پنجم تیر 1390به قلم: قاصدک ™
|
|